بند باز (قيصر امين پور) و بهترين شمشيرزن

مرواريد 17:به من مي گويند وقتي برده اي را ديدي او را بيدار مکن چه بسا خواب آزادي مي بيند.اما من مي گويم : هرگاه برده اي را ببينم ، او را بيدار مي کنم و از آزادي براي او سخن مي گويم.

**********

بهترين شمشيرزن
جنگجويي از استادش پرسيد:بهترين شمشير زن کيست؟
استادش پاسخ داد: به دشت کنار صومعه برو . سنگي آنجاست . به آن سنگ توهين کن.
شاگرد گفت:اما چرا بايد اين کار را بکنم؟سنگ پاسخ نمي دهد.
استاد گفت خوب با شمشيرت به آن حمله کن.
شاگرد پاسخ داد:اين کار را هم نمي کنم . شمشيرم مي شکند . و اگر با دست هايم به آن حمله کنم ، انگشتانم زخمي مي شوند و هيچ اثري روي سنگ نمي گذارند . من اين را نپرسيدم . بهترين شمشيرزن کيست؟
استاد پاسخ داد:بهترين شمشير زن ، به آن سنگ مي ماند ، بي آن که  شمشيرش را از غلاف بيرون بکشد ، نشان مي دهد که هيچ کس نمي تواند بر او غلبه کند.

**********

بند باز (قيصر امين پور)

تکيه داده ام
                  به باد

با عصاي استوايي ام
روي ريسمان آسمان
                       ايستاده ام

بر لب دو پرتگاه ناگهان
                      ناگهاني از صدا
                      ناگهاني از سکوت

زير پاي من
              دهانِ دره ي سقوط
                                       باز مانده است

ناگزير
با صدايي از سکوت
تا هميشه
روي برزخ دو پرتگاه
                      راه مي روم

سرنوشت من سرودن است!

**********

عزيزانی که تازه وبلاگ ايجاد کردن و همچنين بقيه دوستانی که با نحوه ی استفاده از ويرايشگر پرشین بلاگ به طور کامل آشنا نيستن می تونن از طريق اين سايت به طور کامل کار با ويرايشگر رو ياد بگيرن.

/ 0 نظر / 28 بازدید